1+1+1+1+62 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 18:25
چه شبی که فلک هیچ نوری ندارد و هر چه هست سوسوی ستاره ها و مهتابی ها و خورشیدش است، پشت پنجره مردی با کلاه حصیری و چکمه هایی بلند چتر را گرفته روی سر ستاره ها.. xa0 پ.ن: روح من بیماری مزمنی گرفته..
1+1+1+1+63 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 18:25
اما سکوت برای این همه تشویش بهتر نیست؟ که هر گوشه ای را بنگری، تکه ی حواس من همانجاست .. و باور کن توکل برای این عصر سنگ ین، سنگین است..
1+1+1+1+64 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 18:25
ماهی دلش شبیخون یک عالم حسرت است.. و فکر کن من همان ماهی باشم که چقدر تنهاست.. xa0
1+1+1+1+65 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 18:25
زندگی بالا و پایین داره بخت داره / شانس داره / اقبال داره صورتیه مهتابی داره و افسردگی های مزمنی برای من xa0 پ.ن: برای کسی که دنیا رو عمیقا لمس کرده به دنیا آوردن فرزند گناه پر ابهتیه..
1+1+1+1+66 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 18:25
من بار خودم را زودتر از همه بسته ام، دست روی دست نباید گذاشت، وقتی این خانه دیگر برای ما نیست.. نه کارتن کتاب و دو بقجه ی لباس، یک کتابخانه، یک صندوق قدیمی و میز تحریری که از کودکی با من است تمام وسایلم شده، مادرم اجازه داده یکی از گربه ها را به خانه ی جدید ببریم، اینجا هم فرق میگذارد گربه ی نر ترجی...
1+1+1+1+67 - تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 18:25
یک جایی این دختر مغموم و درهم، با موهای ژولیده ی تا سرشانه،xa0که چهارچوب آهنیِ پنجره را روی خودش خرد کرده، جیغ های بنفش کشیدهxa0xa0و بعد از آن فقط به گربه ها سلام داده است را دیده ام..

برچسب‌های مرتبط

(1+1/a)(1+1/b)(1+1/c) =64 |