چه شبی
که فلک هیچ نوری ندارد و هر چه هست سوسوی ستاره ها و مهتابی ها و خورشیدش است،
پشت پنجره مردی با کلاه حصیری و چکمه هایی بلند چتر را گرفته روی سر ستاره ها..
پ.ن: روح من بیماری مزمنی گرفته..
برچسب: نویسنده: پارسا رجبی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 18:25