یکشنبه: دانشگاه رو گذاشتم رو سرم، جیغ های بنفش و کشیدم رو سر مدیر گروه و مسوول آموزش و هر جنبنده ای که توی واحد بود. همه ی دانشگاه رو ریختم طبقه ی جامعه شناسا،
و قسم خوردم مدرکمو که گرفتم، با اون روی شرورم گند بزنم به مسوول بی مسوولیت واحدمون .. به اون سمور خیکی و موذی..
بعدا نوشت، دوشنبه: به دانشگاه رفتم و کارمو شبیه به یک رییس زاده راه انداختن، سه سوت، ازم حساب بردن :دی
پ.ن: شرمندم که یه مدته تمرکز خوندن مطالبتون رو نداشتم و سر نزدم ..
برچسب:
نویسنده: پارسا رجبی